ما دو تا پرنده بوديم خونمون رو سقف ابرا
توي آسمون شادي بي خيال از فکر فردا
اما يک روز نميدونم که ته افق چي ديدي
که گذشتي از من آسون تک و تنها پر کشيدي
توي اين راه نرفته حالا من موندمو غم
تنم زخمي راهه يه دنيا درد و ماتم
رفيق آسموني به کجا پر کشيدي
غم تنهايي رو تو چشمام نديدي
با صداي غم گرفته توي تنهاييم مي خونم
اگه رفتي از کنارم من به ياد تو می مونم
ميدوني از تو جدايي براي من خيلي سخته
شب و روزم ديگه بي تو ساکت و تيره و سرده
تنم زخمي درده پرو بالم شکسته
غم تلخ جدايي روي قلبم نشسته
رفيق نيمه راهم به کجا پر کشيدي
غم تنهايي رو تو چشمام نديدی